دلایل لجبازی و ناسازگاری کودکان

http://www.pezeshk.us/?p=91069

والدین نقش مهمی در نحوه برخورد با کودک لجباز و ناسازگار
ایفا می کنند

 در دنیایی بی نقص، باید هر زمان که از فرزندانمان می
خواهیم اتاق شان را تمیز کنند یا مثلا کلم بروکلی بخورند،
مشتاقانه قبول کنند. اما در دنیای واقعی والدین، به جای این که
جواب خواسته هایمان با یک “باشه” به شادی منجر شود، بیشتر با “نه
امکان ندارد” مواجه می شود! در این مطلب چند راهنمایی کاربردی بر
اساس سن بچه ها، برای نحوه برخورد با کودک لجباز و ناسازگار بیان
می کنیم.

دلایل لجبازی و ناسازگاری کودکان:

دلایل سرکشی بچه ها متفاوت است. آلن کازدین پزشک و مدیر مرکز
والدین در دانشگاه یل می گوید اگرچه مطمئنا سطح رشد و خلق و خوی
شخصی کودکان از عوامل موثر در ناسازگاری آن ها می باشد اما والدین
نیز نقش مهمی در نحوه برخورد با کودک لجباز و ناسازگار ایفا می
کنند.

کازدین می گوید در قشر مختلفی از والدین که او دیده است، مولفه
های ژنتیکی و خاصی در رابطه با این مسئله وجود دارد. همچنین مهم
است که در جلساتی که به درخواست والدین و برای پاسخ به پرسش های
آن ها برپا می شود به اینکه بیشتر چه سوالاتی پرسیده می شود و
دلیل این سوالات چیست توجه زیادی داشته باشیم.

دکتر دبورا گیلبو، پزشک شهر پیتزبورگ می گوید انتخاب، حق اظهار
نظر و خود مختاری از خواسته های اساسی انسان است که به بزرگسالان
محدود نمی شود. حتی ناراحتی های مربوط به یک مشکل در مدرسه یا
دعوا با یک دوست می تواند به صورت مخالفت با خواسته های والدین در
خانه باز نمود پیدا کند. گیلبو می گوید ما دلایل زیادی برای “نه”
گفتن به خیلی چیزها داریم. این ها نقص شخصیت فرزندان مان نیستند،
بلکه به عنوان والدین این بخشی از وظیفه ما است که به فرزندان مان
یاد دهیم با احترام رفتار کنند.

والدین وظیفه دارند که به فرزندانشان یاد دهند که با احترام رفتار
کنند

نحوه برخورد با کودک لجباز و ناسازگار بر اساس رده سنی

بچه های ۲ تا ۴ سال

موقعیت نه گفتن: مرتب کردن اسباب بازی ها بعد از بازی کردن

معمولا بچه های کوچک، در بیرون ریختن اسباب بازی هایشان در کسری
از ثانیه بسیار ماهر هستند. اما نسبت به جمع کردن آن ها خیلی
تنبلی میکنند، اغلب در مقابل این خواسته، آن ها مقاومت و اوقات
تلخی می کنند.

راه حل: طبق توصیه مری پاپین، زمان جمع کردن وسایل را به بازی
تبدیل کنید. کازدین و گیلبو به والدین توصیه می کنند که همراه با
بچه ها کار تمیز کردن را انجام دهند و آن ها را به چالش هایی
جالب، تشویق کنند. یک تایمر را برای یک یا دو دقیقه تنظیم کنید و
با هم مسابقه دهید که ببینید در این زمان، چه تعداد عروسک را قبل
از این که زمان تمام شود جمع می کنید. هر بار بچه ها را به جمع
کردن دو تا سه اسباب بازی تشویق کنید. این روال را برای روزهای
بعد ادامه دهید. کازدین می گوید “این کار شکل دهی نامیده می شود،
خیلی زود زمانی می رسد که شما در جای خود می ایستید و فرزندتان
خودش همه چیز را مرتب می کند”.

بچه های ۵ تا ۸ ساله

موقعیت نه گفتن: امتحان کردن غذاهای جدید و سالم

والدین می خواهند فرزندشان رژیم غذایی سالمی داشته باشند، اما در
واقع کودکان مجبور هستند غذایی که برایشان آماده می کنیم را
بخورند. وقتی که کودکتان از خوردن شام خوشمزه ای که برایش درست
کرده اید امتناع می کند این کار باعث ناراحت شدن شما می شود.

راه حل: ممکن است بچه ها در مقابل امتحان کردن چیزهای جدید،
مقاومت کنند پس مقدار غذاهایی که با آن ها آشنا نیستند را کم
کنید. گیلبو می گوید دفعه ی بعدی که می خواهید فرزندتان پروتئین
جدیدی مثل ماهی جدید یا مرغ را امتحان کند، مطمئن شوید که واقعا
با آن ها مشکلی نداشته باشد.

کازدین می گوید “قوانین روشنی را در هر لحظه تنظیم کنید و این
فرصت را به آنها بدهید بعد از غذاهایی که دوست دارند غذاهای جدیدی
را امتحان کنند”

به بچه ها حق انتخاب بین دو نوع سبزیجات را بدهید مسلما این روش
کارآمد است. درک حق انتخاب واقعا ضروری است. وقتی از آن ها می
خواهید کاری را انجام دهند، اگر می توانید به او حق انتخاب دهید
چون این کار، می تواند واقعا مفید باشد.

بچه های ۹ تا ۱۲ ساله

موقعیت نه گفتن: حل تکالیف یا تمرین سازهای موسیقی شان

کازدین این موقعیت خاص را “جهنم والدین” نامیده است. زمانی که بچه
ها در مقابل حل تکالیف شان یا تمرین موسیقی شان مقاومت می کنند،
والدین نه تنها کلافه و عصبی می شوند بلکه از طرف معلم فرزندشان
نیز تحت فشار قرار می گیرند.

راه حل: کازدین می گوید راه حل نرمال این است که به آن ها بگوییم
“بشین و کارت رو انجام بده و تا دیروقت نباید تلویزیون ببینی” ،
اما این کار با شکست مواجه می شود و کودک از حل تکالیف خوشش نمی
آید و خیلی به آن اهمیت نمی دهد. به جای اینکار، زمانی که شروع به
کار و تمرین می کند، کنار او بنشینید. بعد از چند دقیقه، به مدت
کمی از اتاق بیرون بروید و دوباره به اتاق برگردید. زمانی که کودک
می بیند شما مشغول هستید علاقمند می شود که به تنهایی به کارش
ادامه دهد.

گیلبو می گوید که بچه های این سنینی، معمولا درباره ی تکالیف شان
می گویند “نمی توانم این را انجام دهم” یا “خیلی سخت است”. از بچه
ها بخواهید تا مشکلی که وجود دارد را روی کاغذ نشان دهند. می
توانید بگویید “یک کم از چیزی که سر کلاس یاد گرفتی را به من یاد
بده”.

“نه” گفتن در سن  13 تا 15 سالگی معمولا به صورت غیرکلامی
است

بچه های ۱۳ تا ۱۵ ساله

موقعیت نه گفتن: با احترام با دیگران صحبت کردن

گیلبو می گوید “نه” گفتن در این سن معمولا به صورت غیرکلامی است،
که با چشم چرخاندن و فوت کردن نفس (اوف گفتن) همراه است.

راه حل: بگذارید بچه ها بدانند که این نوع رفتارها به معنی حس
تحقیر و رنج تعبیر می شود. گیلبو می گوید بگذارید بچه ها درباره ی
پیامی که می خواهند بفرستند، با شما صحبت کنند. به آن ها بگویید
“وقتی جلوی من اوف می گویی، من می شنوم. منظورت همین است دیگر؟
درست است که با یک بزرگتر اینطور صحبت کنی؟ اگر کسی این طوری با
تو صحبت کند، چه حسی پیدا می کنی؟”

همچنین می گوید داشتن حد و حدودی مشخص برای این که چگونه صحبت
کنید و با دیگران تعامل داشته باشید، برای بچه های این سنینی
بسیار مهم است. زیرا ما می خواهیم آن ها حد و حدودی مشخص داشته
باشند برای این که بدانند دوستان شان چه طور باید با آن ها صحبت
کنند.

بچه های ۱۶ تا ۱۸ ساله

موقعیت نه گفتن: نظارت بر محل و فعالیت های بیرون از خانه

کازدین می گوید، سنین جوانی، دوره ی پیچیده ای برای والدین و
فرزندان است. بچه های بزرگتر درگیر رفتارهای پرخطر می شوند و اغلب
به دور از چشم والدین شان، آن ها را انجام می دهند. آن ها میل
شدید به استقلال بیشتر دارند و ممکن است در برابر کارهای روزمره و
فعالیت های خانوادگی مقاومت کنند.

راه حل: بچه های بزرگتر برای بالغ شدن آماده می شوند. بنابراین
گفت و گو با آن ها به همین ترتیب باید بیشتر شبیه بزرگسالان باشد
و به آن ها باید برای گفت و گو اجازه داد. کازدین می گوید در فضای
آرامی بنشینید و سعی کنید مذاکره کنید. توافق برای یک کودک زیاد
سخت نیست اما اغلب برای پدر و مادر بسیار دشوار است.

کازدین از والدین می خواهد جلوی بحث های بی اهمیت را بگیرند و
اجازه دهند مسائل به سمتی پیش بروند که همکاری بیشتری به دست
بیاورند. او می گوید “گیر دادن به چیزهایی که احتمالا تا ۱۰ سال
آینده دیگر وجود نخواهند داشت را رها کنید”. به عنوان مثال لطفا
گیر دادن به موهای غیرعادی یا شلوار جین پاره پاره شان را بی خیال
شوید!

والدین فکر می کنند که اتفاقاتی که پشت هم رخ دهد منجر به اتفاقی
بد می شود، فکر می کنند “نمی توانم بگذارم این اتفاق بیافتد، اگر
بگذارم، باز هم تکرار می شود” در صورتی که برعکس است. هرچه بیشتر
بی خیال باشید، در حل مشکلاتی که راه حلی برای برطرف کردن آن
ندارید، موفق تر می شوید.

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*